پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

تذکرة العاشقین

بخش ۴ - عرض زمین بوس به حضرت ختمی پناه علیه التّحیّه والثّناء

ای زادهٔ اوّلینِ قدرت

قدر تو ورای فهم و فکرت

آدم ز تو یافت سربلندی

نوح از تو، طراز ارجمندی

معمار حرمسرا، خلیلت

جان و دل قدسیان سبیلت

در طور، کلیم یک شبانت

کونین، نواله خوار خوانت

عیسی به بشارت تو دم زد

زان دم، به عطای جان رقم زد

خاتم تویی وتویی سلیمان

جبریل تو راست، هدهد از جان

کی در خور توست، عرش بلقیس

اول قدمت به عرش تقدیس

فرمانده ی وحش و طیر بودن

رخسار ددان به خاک سودن

سهل است، ولی به عرشِ رفعت

نتوان چو تو یافت، اوج عزت

ای صدرنشین بزم لولاک

در خاک مذلت تو افلاک

خرگه زده ای به بی نشانی

بیرون ز مکان لامکانی

گرم است ز بس به حق شتابت

ماندند ملایک از رکابت

نُه خنگ سپهر لاجوردی

از شوق تو گرم رهنوردی

در دایرهٔ سپهر مینا

باشد مَهِ نو، رکاب آسا

تا آنکه ز لطف فیض گستر

پای تو مگر درآورد سر

گرنه ز رخ تو نور می تافت

کی مشعل مهر، نور می یافت؟

طوبی بود از قد تو سایه

سدره، ز درت، نخست پایه

عزّت ز تو، زمرهٔ ملک را

رفعت ز تو، منبرفلک را

ای شمع طراز هفت قندیل

پروانگی تو کرده جبریل

پاس تو دریده کوس ناهید

چتر تو فراز فرق خورشید

نقش قدم تو، تاج عرش است

بر خاک رهِ تو، عرش فرش است

مسجود تویی و قبله آدم

در پیش تو، پشت راستان خم

مملوک صفت، سپهر اخضر

بسته ست حمایل از دو پیکر

تا بو که شود دخیل خیلت

بیند یک ره، به خویش میلت

شد قصر نبوّتت چو بنیاد

کسر، از تو به قصر کسری افتاد

چون بود به زیر سایه ات مهر

ننمود به خلق، سایه ات چهر

سرگشتگی فلک خوش از تو

نعل مه نو در آتش از تو

در دست تو سنگ، سبحه خوانی

با لعل تو نخل، نکته دانی

ای یثربیِ حجاز مطلع

وز حلّهٔ کبریات، برقع

زیبندهٔ قرب قاب قوسین

خاک رهت آبروی کونین

املاک، رهین بحر جودت

افلاک، طفیلی وجودت

کی نعت تو حدّ خاکیان است؟

زیب دم پاک قدسیان است

ما جسم دنی، تو جان پاکی

ما در سمک و تو بر سماکی

حرفی نتوان زدن سزایت

ای جان مقدسان فدایت

ادامه‌ی تذکرة العاشقین

  1. بخش ۶ - در مدح جدّش شیخ زاهد گیلانی سروده استکو دل که رهِ مدیح پویم؟
  2. بخش ۷ - دربارهٔ پدر دانشمند خود سروده استآذین چو کلام کلک بندد
  3. بخش ۸ - اندرز به شاه صفویای وارث کشور سلیمان
  4. بخش ۹ - تمثیلز استاد، که باد روح او شاد
  5. بخش ۱۰ - در مخاطبهٔ نفس و خاتمهٔ کتاب گویددریاب حزین، که در چه کاری
  6. بخش ۱۱ - مناجانای بر رخ عالمی درت باز
همه‌ی تذکرة العاشقین ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.