پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

تذکرة العاشقین

بخش ۹ - تمثیل

ز استاد، که باد روح او شاد

زیبا مثلی مرا بود یاد

روشن گهرانه، راز می گفت

در سلک فسانه، این گهر سفت

کز خانهٔ کدخدای دهقان

بگریخت بُزی، فراز ایوان

می گشت فراز بام نخجیر

گرگی به گذاره بود، در زیر

بُز دید چو گرگ را به ناکام

بگشاد زبان به طعن و دشنام

چون دید به حال ناگزیرش

افسوس شمرد، تا به دیرش

گرگ از سرِ وقت، گفت کای شوخ

بیداد منت مباد منسوخ

این عربده نیست از زبانت

دشنام به من دهد مکانت

بُز را نرسد به گرگ، دشنام

این طعن و سخط به ماست از بام

زین گونه، درین زمانهٔ دون

افسوس خسان بود ز گردون

هر گوشه، سپهر سفله پرور

بوزینه و بُز نموده سرور

حیزانِ زمانه را به میدان

کرده ست حریف شیرمردان

زین بُز فرمان نبود تشویر

گر بود مجال حملهٔ شیر

بز بر سر بام جا گرفته

خوش عرصه ز دست ما گرفته

تا کی به جهان، جگر توان خورد؟

فریاد ز چرخ ناجوانمرد

هر خیره سری، به کام دارد

یک بزچه؟ که صد به بام دارد

ادامه‌ی تذکرة العاشقین

  1. بخش ۱۱ - مناجانای بر رخ عالمی درت باز
همه‌ی تذکرة العاشقین ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.