پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

صفیر دل

بخش ۱۸ - حکایت

دو کس را سر جنگ بود و ستیز

به هم کرده دندان و چنگال تیز

یکی زان دو، سامان پیکار کرد

قبا جوشن و خود دستار کرد

پدر گفتش ای خام بیهوده کوش

اگر پخته ای، جوشن از صلح پوش

گرت هست دامان فرصت به چنگ

فروکوب با نفس خود، طبل جنگ

ادامه‌ی صفیر دل

  1. بخش ۲۰ - اشارت به عدل و انصاف و ترک جور و اعتسافمیازار تا می توانی کسی
  2. بخش ۲۱ - حکایتفرود آمد از تخت شاهی قباد
  3. بخش ۲۲ - حکایتنهادیم پای سفر در طریق
  4. بخش ۲۳ - حکایتیکی با کهنسال رنجورگفت
  5. بخش ۲۴ - حکایتبه معروف کرخی، یکی داد پند
  6. بخش ۲۵ - حکایتگذشتم به شب زنده داری سحر
  7. بخش ۲۶ - حکایتشبی در نشابور مأوای من
  8. بخش ۲۷ - اشارت به سلوک سبیل عجز و مسکینی و ترک خودی و خودبینیاگر بنده را سربلندی رسد
همه‌ی صفیر دل ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.