پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

قطعات

شمارهٔ ۳۰ - در تاریخ فوت فاضل بزرگ، شیخ عبدالله گیلانی(رحمهٔ الله علیه)

افسوس که صاحبدل دانا ز جهان رفت

نی نی غلطم، بلکه جهان را دل و جان رفت

پیرایه دِهِ صورت و آرایش معنی

مرآت دل و دیدهٔ صاحب نظران رفت

یکتاگهر بحر فضیلت که ز عزت

تا ساحل قدس، از صدف کون و مکان رفت

شد دوستیِ آل نبی کشتیِ نوحش

از موج خطر، در کنف امن و امان رفت

زین غمکده، تا مصطبهٔ قدس، خرامید

زین کلبهٔ ویرانه به روضات جنان رفت

بر خویش اگر جهل ببالد عجبی نیست

دانای زمن، فخر زمین، خیر زمان رفت

از خاک برآور سری، ای نخل خمیده

یک بار ببین، بی تو چه بر پیر و جوان رفت

نبود خبرت،گر ز دل خون شدهٔ ما

بنگر که چه از دیدهٔ خونابه فشان رفت

زین واقعهٔ صعب جهان را دل و جان رفت

زین غصّه ٔ جانکاه، ز دل تاب و توان رفت

چون مردمک چشم جهان بود ز عرفان

گفتم پی تاریخ که بینش ز میان رفت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۲ - در حکمتنمود این سوال از فلاطون یکی
  2. شمارهٔ ۳۳ - آزادی دو عالمای دل، به قدر خواهش، در چشم خلق خواری
  3. شمارهٔ ۳۴ - و نیز در اندرزهر روز کز سرور تو ای شاه بگذرد
  4. شمارهٔ ۳۵ - فقیر جاهلدر غمکدهٔ جهان ندیدم
  5. شمارهٔ ۳۶ - خطاب به امیری نادانچارپایی شنیده ام مرده است
  6. شمارهٔ ۳۷ - دربارهٔ برخی از مردمگفت یاری، حزین بی دل را
  7. شمارهٔ ۳۸ - غیر آزادگانغیر آزاده خاطری که بود
  8. شمارهٔ ۳۹ - اژدهاایّام، گرسنه اژدهایی ست
همه‌ی قطعات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.