پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۸۵

سیاهی را، به اشک از دیدهٔ خود کام می شوبم

رخش را کعبه دانم، جامهٔ احرام می شویم

به خون توبه، زهد خشک، آلوده ست دامان را

ردای خانقاهی در می گلفام می شویم

نیاز دل، غرور ناز او را سرگران دارد

نگاه از چشم می دزدم، ز لب پیغام می شویم

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۸۷ز دل برخاست شوری، دیدهٔ داغ درون روشن
  2. شمارهٔ ۲۸۸زانوی بی کسی هاست، بالین خستهٔ من
  3. شمارهٔ ۲۸۹نماید بی سبب حاصل، مسبب مدعای من
  4. شمارهٔ ۲۹۰نهانی کرده ای یغما، دل من
  5. شمارهٔ ۲۹۱باده بیار و هوش را، از سر ما روانه کن
  6. شمارهٔ ۲۹۲لخت دل با سینه از اشک مدام آمد برون
  7. شمارهٔ ۲۹۳صید از حرم کشد، خم جعد بلند تو
  8. شمارهٔ ۲۹۴ز تکبیر فنا، حاضر نشد وقت نماز تو
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.