پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۹۱

باده بیار و هوش را، از سر ما روانه کن

زاهد خرقه پوش را، مست می مغانه کن

چند به باد می دهی، طرهٔ ترهات را؟

واعظ شهر نیستی، زمزمه، عاشقانه کن

غازهٔ افتخارکش، ناصیهٔ نیاز را

صدر نشین عشق شو، سجدهٔ آستانه کن

گوشهٔ چشم عشوه ای از تو به کار می خوش است

رطل گران باده را، لجهٔ بیکرانه کن

رهبر سالکان بود، سلسلهٔ ارادتی

طّرهٔ خم به خم بکش، زلف مراد شانه کن

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۹۳صید از حرم کشد، خم جعد بلند تو
  2. شمارهٔ ۲۹۴ز تکبیر فنا، حاضر نشد وقت نماز تو
  3. شمارهٔ ۲۹۵دارم دلی دو نیم، ز تیغ زبان تو
  4. شمارهٔ ۲۹۶صفای وقت، ز دل های بی غبار بجو
  5. شمارهٔ ۲۹۷عریان ز صافی طینتی، از پردهٔ نیرنگ شو
  6. شمارهٔ ۲۹۸ای تهیدست، به امّید و امل غره مشو
  7. شمارهٔ ۲۹۹به دنبال خرام آن پری رو
  8. شمارهٔ ۳۰۰افسرده ایم، جام می خوشگوار کو؟
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.