پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

مقطعات

شمارهٔ ۲۴

جانم غریق نعمت شمس الملوک شد

وین طرفه تر که میزیم اکنون به جان شکر

از بس که ابر لطف ببارید بر سرم

بشکفت از بهار دلم بوستان شکر

بر گلبن ثناش زبان چو بلبلم

دستان مدح می زند و داستان شکر

حقا که تیر مدح برون پرد از جهان

گر درکشم به قوت مهرش کمان شکر

ای بر دلم گشاده به سعیت در امید

جان بسته ام به جای کمر بر میان شکر

پایم چو در رکاب سعادت بعون تست

آن به که سوی صدر تو تابم عنان شکر

زین پس اگر خدای بخواهد به دولتت

هرلحظه گوهری بدر آرم ز کان شکر

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۶خه ای جواد کریمی که در همه عالم
  2. شمارهٔ ۲۷فرخنده جمال ملک و دین را
  3. شمارهٔ ۲۸ - در مدح صدرالدین بخواری؟ای که یزدان پادشاهت کرد بر ملک علوم
  4. شمارهٔ ۲۹گرچه گردد برای ما افلاک
  5. شمارهٔ ۳۰اجل تاج دین قطعه و رقعه من
  6. شمارهٔ ۳۱پاسبانان گنج فضل منند
  7. شمارهٔ ۳۲دوستان را بند گردان از وفا
  8. شمارهٔ ۳۳ - این قطعه را از روی بترجمه خواستدوستان را من زره پنداشتم بودند هم
همه‌ی مقطعات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.