پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

قصاید

شمارهٔ ۱۳ - در مدح بهرام شاه گوید

دلم زان پسته خندان شکر یافت

و زان یاقوت جان افشان گهر یافت

به وصف کشی او عقل خود را

چو گردون بی سرو بسیار سر یافت

خیالش نزد من آمد به پرسش

به جان او اگر از من اثر یافت

نشاطی در دل من خواست آمد

ز تو بر تو غمش کی رهگذر یافت

هلاکم کرده بود آن چشم جادوش

یک افسون لبش آن کار در یافت

تر و خشکم بداد و مهربان شد

چو با من جان خشک و چشم تر یافت

چنین ناگاه بر جانم ببخشود

مگر از لطف شاهنشه خبر یافت

خداوند جهان بهرامشه آنک

ز بهر خدمتش جوزا کمر یافت

بدین رحمت که بر من بنده فرمود

حقیقت دان که ملک بحر و بر یافت

ز یمن آنکه هدهد را طلب کرد

سلیمانی به ملک خود دگر یافت

دلم ز اندوه در شادی بپرورد

چو این تشریف شاه دادگر یافت

بلی خفاش خاکی بود تیره

ز عیسی زنده گشت و بال و پر یافت

لقایش ذره را آورد پیدا

از آن شاه کواکب تاج زر یافت

چو رویم سرخ گشت از نور رأیش

یقینم شد که گل رنگ از قمر یافت

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۵فشاند از سوسن و گل سیم و زر باد
  2. شمارهٔ ۱۶یارب چه شور بود که اندر جهان فتاد
  3. شمارهٔ ۱۷ - در مدح ابونصر احمد فرمایدآفتاب رای صاحب تخت بر جوزا نهاد
  4. شمارهٔ ۱۸ - در مدح احمد عمر فرمایددلی که بال و پر از عشق آن پسر یابد
  5. شمارهٔ ۱۹ - در مدح سلطان بهرام شاه استچون دلم در خدمت آن سرو گلنار ایستد
  6. شمارهٔ ۲۰هر نسیمی که به من بوی خراسان آرد
  7. شمارهٔ ۲۱ - در مدح بهرام شاه گویدهمایون رایت اعلی همی رأی سفر دارد
  8. شمارهٔ ۲۲ - در مدح بهرام شاه و فرزند او خسرو شاه گویدخدای عز و جل با خدایگان آن کرد
همه‌ی قصاید ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.