پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۳

هر دوست که دَم زد زِ وفا، دشمن شد

هر پاک‌رُوی که بود، تَردامن شد

گویند شب آبِستَن و این است عجب

کـ‌او مَرد ندید، از چه آبستن شد؟

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۵با می به کنار جوی می‌باید بود
  2. رباعی شمارهٔ ۱۶این گل ز بر هم‌نفسی می‌آید
  3. رباعی شمارهٔ ۱۷از چرخ به هر گونه همی دار امید
  4. رباعی شمارهٔ ۱۸ایّام شباب‌ست، شراب اولاتر
  5. رباعی شمارهٔ ۱۹خوبانِ جهان، صید توان کرد به زَر
  6. رباعی شمارهٔ ۲۰سیلاب گرفت گِرد ویرانهٔ عمر
  7. رباعی شمارهٔ ۲۱عشقِ رخِ یار، بر منِ زار مگیر
  8. رباعی شمارهٔ ۲۲در سنبلش آویختم از روی نیاز
همه‌ی رباعیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.