پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۹

قتلِ این خسته به شمشیرِ تو تقدیر نبود

ور نه هیچ از دلِ بی‌رحمِ تو تقصیر نبود

منِ دیوانه چو زلفِ تو رها می‌کردم

هیچ لایق‌ترم از حلقهٔ زنجیر نبود

یا رب این آینهٔ حُسن چه جوهر دارد؟

که در او آهِ مرا قُوَّتِ تأثیر نبود

سر ز حسرت به درِ میکده‌ها بَرکردم

چون شناسایِ تو در صومعه یک پیر نبود

نازنین‌تر ز قَدَت در چمنِ ناز نَرُست

خوش‌تر از نقشِ تو در عالمِ تصویر نبود

تا مگر همچو صبا باز به کویِ تو رَسَم

حاصلم دوش به جز نالهٔ شبگیر نبود

آن کشیدم ز تو ای آتشِ هجران که چو شمع

جز فنای خودم از دستِ تو تدبیر نبود

آیتی بود عذابْ اَنْدُهِ حافظ بی تو

که بَرِ هیچ کَسَش حاجتِ تفسیر نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۱دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۲یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۳گوهرِ مخزنِ اسرار همان است که بود
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۴دیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۵به کویِ میکده یا رب سحر چه مشغله بود؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۶آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۷مسلمانان مرا وقتی دلی بود
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۸در ازل هر کو به فیضِ دولت ارزانی بُوَد
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.