پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴

یاد باد آن که نَهانَت نظری با ما بود

رَقَمِ مِهرِ تو بر چهرهٔ ما پیدا بود

یاد باد آن که چو چَشمت به عِتابم می‌کُشت

مُعْجِزِ عیسَویَت در لبِ شِکَّرخا بود

یاد باد آن که صَبوحی زده در مجلسِ انس

جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود

یاد باد آن که رُخَت شمعِ طَرَب می‌افروخت

وین دلِ سوخته پروانهٔ ناپروا بود

یاد باد آن که در آن بزمگَهِ خُلق و ادب

آن که او خندهٔ مستانه زدی صَهبا بود

یاد باد آن که چو یاقوتِ قدح خنده زدی

در میانِ من و لعلِ تو حکایت‌ها بود

یاد باد آن که نگارم چو کمر بَربَستی

در رکابش مَهِ نو پیکِ جهان پیما بود

یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست

وآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود

یاد باد آن که به اصلاحِ شما می‌شد راست

نظمِ هر گوهرِ ناسُفته که حافظ را بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۶پیش از اینَت بیش از این اندیشهٔ عُشّاق بود
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۷یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بود
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۸خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۹قتلِ این خسته به شمشیرِ تو تقدیر نبود
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۱دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۲یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳گوهرِ مخزنِ اسرار همان است که بود
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.