پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۲

بُوَد آیا که درِ میکده‌ها بگشایند؟

گره از کارِ فروبستهٔ ما بگشایند؟

اگر از بهرِ دلِ زاهدِ خودبین بستند

دل قوی دار که از بهرِ خدا بگشایند

به صفایِ دلِ رندانِ صَبوحی‌زدگان

بس درِ بسته به مِفْتاحِ دعا بگشایند

نامهٔ تَعزیَتِ دختر رَز بِنْویسید

تا همه مُغبَچِگان زلفِ دوتا بگشایند

گیسوی چنگ بِبُرّید به مرگِ مِیِ ناب

تا حریفان همه خون از مژه‌ها بگشایند

درِ میخانه ببستند خدایا مپسند

که درِ خانهٔ تزویر و ریا بگشایند

حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا

که چه زُنّار ز زیرش به دَغا بگشایند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴یاد باد آن که نَهانَت نظری با ما بود
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۵تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶پیش از اینَت بیش از این اندیشهٔ عُشّاق بود
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۹قتلِ این خسته به شمشیرِ تو تقدیر نبود
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۰دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.