پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

رباعیات

شمارهٔ ۱۸۰

خون شد جگر امشبم ز نادیدن صبح

گویا که بریده شد پی توسن صبح

آه سحرم اگر مددکار شود

از پنجه خورشید کشم دامن صبح

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲کرد آن که کشید طرح دنیای فراخ
  2. شمارهٔ ۱۸۳گفتی که به جز حیله نباشد فن چرخ
  3. شمارهٔ ۱۸۴بگزیده و نگزیده درین باغ مراد
  4. شمارهٔ ۱۸۵تا کار دلت به خواهش نفس افتاد
  5. شمارهٔ ۱۸۶تا شاهد حسن تو ز رخ پرده گشاد
  6. شمارهٔ ۱۸۷کشمیر که با بهشت هم‌چشم افتاد
  7. شمارهٔ ۱۸۸تا علم بود، پیشه کس جهل مباد
  8. شمارهٔ ۱۸۹شاه آلو را به نیک و بد نتوان داد
همه‌ی رباعیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.