پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

انیس العارفین

بخش ۲۶ - فی ارشادالعقل

بیش ازین غافل ز خود بودن چرا؟

جان بدست نفس فرسودن چرا؟

چون چراغ عقل داری راهبر

خیز وچون مردان بنورش راه بر

چیست عقلت؟مدرک اسرار روح

قابل انوار عرفان،یار روح

دارد از انوار ربانی ضیا

تا بدان باطل کند از حق جدا

ضد عقلت لشکر شهوات شد

شاه روح از قیدشان شهمات شد

رخ زراه راست گرداندی،دریغ!

پیل بند نفس خود ماندی،دریغ!

چون پیاده کردت از اسب طلب

بازی ابلیس و نفس بوالعجب؟

هان خرد را رهبر خود ساز و رو

رخت ازین ویرانه وا پرداز و رو

تا بتدبیر از هوای نفس بد

وا رهاند جان پاکت را خرد

رهبر آید تا بسر حد صفات

از صفات خویشتن بخشد نجات

ادامه‌ی انیس العارفین

  1. بخش ۲۸ - الحکایة فی کمال العشق و التوحیدبود یک پروانه شوریده حال
  2. بخش ۲۹ - خطاب الشمع مع النارشمع چون پروانه را معدوم دید
  3. بخش ۳۰ - خطاب شمع با آتشگفت با شمع آتش سوزان براز
  4. بخش ۳۱ - حکایت مرد مریضابلهی را علت درد شکم
  5. بخش ۳۲ - حکایت استاد و شاگردبود استادی به غایت پرهنر
  6. بخش ۳۳ - فایدهبعد ازین از معدن «هل من مزید»
همه‌ی انیس العارفین ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.