پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

انیس العارفین

بخش ۲۵ - فایده درین باب

آن همایون طایر فرخنده فال

روح انسانی،انیس ذوالجلال

چون نهاد از عالم علوی قدم

در قفس،بیچاره،ازحکم قدم

خاکدانی دید مستوحش مقیم

داشت حزنی بهر اوطان قدیم

تا بدان غایت که در وقت ظهور

ظاهر از اجرای طفل آمد نفور

دست برسر،سر بزانو از غمش

هر دو بازو بردو پهلو محکمش

در زمان چون گردد ازمادرجدا

آید از درد جدایی در بکا

این همه تأثیر حزن معنویست

ماتم هجران حسن معنویست

پیش ازین مستغرق دیدار بود

از وصال یار برخوردار بود

این زمان با درد هجران گشت یار

درد یار خویشتن،دور از دیار

ادامه‌ی انیس العارفین

  1. بخش ۲۷ - الحکایة فی معرفة العشقبود در تبریز زیبا منظری
  2. بخش ۲۸ - الحکایة فی کمال العشق و التوحیدبود یک پروانه شوریده حال
  3. بخش ۲۹ - خطاب الشمع مع النارشمع چون پروانه را معدوم دید
  4. بخش ۳۰ - خطاب شمع با آتشگفت با شمع آتش سوزان براز
  5. بخش ۳۱ - حکایت مرد مریضابلهی را علت درد شکم
  6. بخش ۳۲ - حکایت استاد و شاگردبود استادی به غایت پرهنر
  7. بخش ۳۳ - فایدهبعد ازین از معدن «هل من مزید»
همه‌ی انیس العارفین ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.