پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

بخش ۱

بنام خطا پوش آمرزگار

که ستار عیبست بر جرم کار

فکنده قبا کحلی آسمان

زفضلش ببر خلعت زرفشان

بکوه از کرم رخت خارا دهد

پر از موج خبری بدریا دهد

یکی را کند صوف و اطلس لباس

یکی را دهد پوستک باپلاس

گرآنست تشریف احسان اوست

وراینست بدرخت و عریان اوست

ادامه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا)

  1. بخش ۳ - آغاز داستانچنین خواندم از خط ابیارئی
  2. بخش ۴ - بر تخت نشستن کمخا و هر یک را از جامها بشغل و عملی وابستنچو بر تخت سلطان کمخا نشست
  3. بخش ۵ - درسر کشیدن رختها وصوف را بروی کمخا کشیدنبرینگونه چون دگمه چرخش نشاند
  4. بخش ۶ - در آگاه شدن کمخا از مخالفت آن رختها و بخود پیچیدنکلاهی دو گوشی زناگه بگوش
  5. بخش ۷ - تعرض کردن حبر با مخیل در مجلس کمخادر آن بارگه حبر آمد بپیش
  6. بخش ۸ - در ایلچی فرستادن کمخا و باج از صوف و سقرلاط طلب کردنچنین گفت ابیاری خسروی
  7. بخش ۹ - در نشاندن صوف را بپادشاهیبشاهی بشد صوف بر صندلی
  8. بخش ۱۰ - در بند کردن قباکه بایلچیکری آمده بود و غضب نمودنسراسر سخنهای او باز راند
همه‌ی مخیّل‌نامه (در جنگ صوف و کمخا) ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.