پرش به محتوای اصلی
قائم مقام فراهانی

قائم مقام فراهانی

قصاید و قطعات

۴۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - قصیده ای است در تبریک ورود ولی عهد از طهران به تبریز این طارم فرخنده که پیداست زبیدا
  2. شمارهٔ ۲ - در مدح و اندرز ولی عهد ای خسرو فرخنده که گردنده به حکمت
  3. شمارهٔ ۳ - در هجو و نکوهش آصف الدوله و سایر سرداران قشون پس از شکست و فرار از جنگ روس بگریز به هنگام که هنگام گریزست
  4. شمارهٔ ۴ - خطاب به نایب السلطنه امروز که با شاه جهان ماه جهان است
  5. شمارهٔ ۵ - جواب قطعه نواب عبدالله میرزای دارا که از جانب نایب السلطنه نوشته ای بلند اختر برادر کاین ستم گر آسمان
  6. شمارهٔ ۶ - قصیده است در فتح قلعه خبوشان مشهور به قوچان موت و حیاتی که خیر خلق زمین است
  7. شمارهٔ ۷ - خطاب به ولی عهد تو گنج خویش پسندی خراب و ملک آباد
  8. شمارهٔ ۸ - در تهنیت یکی از فتوحات ولی عهد در جنگ روس خواب بس ای بخت خفته شب به سر آمد
  9. شمارهٔ ۹ - در نکوهش حاجی میرزا آقاسی زاهد چه بلائی تو که این رشته تسبیح
  10. شمارهٔ ۱۰ - اندرز به دوستی مزاحم مخدوم من ای آن که مرا در همه عالم
  11. شمارهٔ ۱۱ - قطعه ای است که قائم مقام از جانب میرزاذره گفته خسروا! ای آن که خدام درت از یک نظر
  12. شمارهٔ ۱۲ - در وصف فروردین و ستایش ولی عهد باز باغ از فر فرودین جوان شد
  13. شمارهٔ ۱۳ - در شکوه از والی عراق ای داور دین پرور عادل که ز عدلت
  14. شمارهٔ ۱۴ - در هجو حاجی حیدر علی خان شیرازی صندوق دار و مهردار ولی عهد عباس میرزا جهان داور خدیوا آن توئی امروز در عالم
  15. شمارهٔ ۱۵ - ایضاقطعه ای است در نکوهش و شکایت از همو خسروا جز دل من بنده که خود قابل نیست
  16. شمارهٔ ۱۶ - قائم مقام از قول میرزا شهدی گفته خسروا، دین پرورا: ای آن که کار ملک را
  17. شمارهٔ ۱۷ - در نکوهش آصف الدوله و سرداران فراری از جنگ روسیه دین ز چه باقی است از بقای ولی عهد
  18. شمارهٔ ۱۸ - این قصیده را قائم مقام در شکست ایران و استیلای روس از روی دل تنگی گفته است روزگار است این که گه عزّت دهد گه خوار دارد
  19. شمارهٔ ۱۹ - قطعه صاحبا ای که به میدان سخن دانی
  20. شمارهٔ ۲۰ - قطعه تقاضایی بره «رهی را، هست عرضی بر جنابت
  21. شمارهٔ ۲۱ - جواب قائم مقام از قطعه تقاضائی بره قطعه ای را که اوستاد عراق
  22. شمارهٔ ۲۲ - در شکست چوپان اوغلی و پیروزی ولی عهد نصره و اقبال و بخت و دولت و فتح و ظفر
  23. شمارهٔ ۲۳ - در شکایت از حاکم عراق بیا و راحت جان من ای غلام بیار
  24. شمارهٔ ۲۴ - نامه منظومی است که به شاهزاده خانم عیال خود نبشته تا شد دل من بسته آن زلف چو زنجیر
  25. شمارهٔ ۲۵ - به رسم مطایبه در باب فرامرز خدمت گزار ولی عهد فرماید گر سرو به بیند قدرعنای فرامرز
  26. شمارهٔ ۲۶ - در موعظه به نایب السلطنه و نا به سامانی اوضاع آذربایجان جانا نفسی آخر فارغ ز دو عالم باش
  27. شمارهٔ ۲۷ - در شکایت از عمال تبریز گوید دلی دیوانه دارم وندران درد نهان دارم
  28. شمارهٔ ۲۸ - قطعه ای است که از قول عبدالرزاق بیک دنبلی به یکی از عمال نبشته ای عزیزی که مال و جاه ترا
  29. شمارهٔ ۲۹ - قصیده شکوائیه از فتنه جوئی ابنای زمان و از بخت بد خود ای بخت بد ای مصاحب جانم
  30. شمارهٔ ۳۰ - قائم مقام این قصیده را از قول پاشاخان ایروانی فرموده چشمی بگشا مگر نه من آنم،
  31. شمارهٔ ۳۱ - قطعه ای است هنگام تبعید در خراسان ای وای به من که یک غلط گفتم
  32. شمارهٔ ۳۲ - نامه منظومی است به یکی از عمال ای بزرگی که در دو عالم نیست
  33. شمارهٔ ۳۳ - در مدح ظل السلطان علی شاه فرماید نو بهارست بیا تا طرب از سر گیریم
  34. شمارهٔ ۳۴ - در تشویق ولی عهد برای راندن سپاه روس از ایران دوشم به وثاق آمد آن خسرو خوبان
  35. شمارهٔ ۳۵ - قصیده ای است در شکایت از هم وطنان نادان آه ازین قوم بی حمیت و بی دین
  36. شمارهٔ ۳۶ - قصیده ای است در نکوهش یکی از بزرگان ایا شکسته سر زلف ترک تبریزی
  37. شمارهٔ ۳۷ - در زمان معزولی در شکایت از روزگار سروده دلا تا کی شکست از دست هر پیمان شکن بینی
  38. شمارهٔ ۳۸ - در نکوهش شاعری بدیع تخلص گوید ای بدیع آهسته‌تر رو، بس بدیع است این که تو،
  39. شمارهٔ ۳۹ - قطعه هر کس که ز روز بد بترسد
  40. شمارهٔ ۴۰ - این نوع شعر را مضمن قبیح گویند و جز در هزل نیاید سیدا دست و پا مزن که: بعو
  41. شمارهٔ ۴۱ - قطعه‌ایست در مورد مربای سیب من که پرورده طعم آبم
  42. شمارهٔ ۴۲ - در سال شکست چوپان اوغلی گفته و بر روی توپ هایی که از لشکر عثمانی گرفتند حک کردند چون سال بر هزار و دو صد رفت و سی و هفت
  43. شمارهٔ ۴۳ آه از آن دم که رفت لابد و ناچار،
  44. شمارهٔ ۴۴ - در مدح میرزا حسین ولد میرزا محمد علی اشکبوس گفته آن چه از مژگان خون ریز حسین بر من گذشت
  45. شمارهٔ ۴۵ - از نامه قائم مقام به فرزندش محمد نارنج و بنفشه بر طبق نه
  46. شمارهٔ ۴۶ - دوبیتی نه دین استم، نه زور، و نه زر استم

متن اشعار به نقل از گنجور.