پرش به محتوای اصلی
قائم مقام فراهانی قائم مقام فراهانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۹ - قطعه

صاحبا ای که به میدان سخن دانی

چون تو یک مرد ندیدم که سوار آید

به هنر فخر نمایند و تو آن ذاتی

که هنر را به وجود تو فخار آید

چون لب لعل تو خواهد گهر افشانی

در دریای معانی به کنار آید

قلم است این به بنان دگران اندر

چون به دست تو رسد اژدرو مار آید

این چه کلک است به دست تو نگارنده

که به یک لحظه دو صد صفحه نگار آید

یا چو ماری است قوی چنگ ور باینده

که سوی لفظ و معانی به شکار آید

گرچه سحر است خط میر ولی هرگز

دیده ای سحر که با معجزه یار آید؟

گر به هر سال به یک بار و به یک هفته

گل به یک بار در ایام بهار آید

طبع تو پاک بهاری است که اندردی

صد هزاران گل هر لحظه به بار آید

داد معنی به مدیح تو همی دادم

اگر اوصاف تو در حد شمار آید

عاجزم من زثنا خوانی تو هر چند

در دلم خیل معانی به قطار آید

هم ثنای تو ثنائی به بیان آرد

مدحت مشک هم از مشک تتار آید

صاحبا هم ملکا نه به خدا دانم

که ترا این لقب و نسبت عار آید

دانی ای زبده احرارچه ها بر من

که همی زین فلک حادثه بار آید؟

من که فرسوده ایام خزانستم

چند گوئی که دگر فصل بهار آید؟

بی قراری است شعار فلک گردان

با من ار بر سر پیمان و قرار آید

روز و شب شعبده باز ندهمی با من

تا چه ها بر من ازین لیل و نهار آید؟

نخورم خمرش زین روی که سر تاسر

لذت خمرش با درد خمار آید

نچنم گل ز گلستانش زیرا

که گلش دائم با زحمت خار آید

تا که از گردش دوران جهان اندر

روز روشن را در پی شب تار آید

به دل روشنت ای روشنی دل ها

از غم دهر مبادا که غبار آید

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۲۱ - جواب قائم مقام از قطعه تقاضائی برهقطعه ای را که اوستاد عراق
  2. شمارهٔ ۲۲ - در شکست چوپان اوغلی و پیروزی ولی عهدنصره و اقبال و بخت و دولت و فتح و ظفر
  3. شمارهٔ ۲۳ - در شکایت از حاکم عراقبیا و راحت جان من ای غلام بیار
  4. شمارهٔ ۲۴ - نامه منظومی است که به شاهزاده خانم عیال خود نبشتهتا شد دل من بسته آن زلف چو زنجیر
  5. شمارهٔ ۲۵ - به رسم مطایبه در باب فرامرز خدمت گزار ولی عهد فرمایدگر سرو به بیند قدرعنای فرامرز
  6. شمارهٔ ۲۶ - در موعظه به نایب السلطنه و نا به سامانی اوضاع آذربایجانجانا نفسی آخر فارغ ز دو عالم باش
  7. شمارهٔ ۲۷ - در شکایت از عمال تبریز گویددلی دیوانه دارم وندران درد نهان دارم
  8. شمارهٔ ۲۸ - قطعه ای است که از قول عبدالرزاق بیک دنبلی به یکی از عمال نبشتهای عزیزی که مال و جاه ترا
همه‌ی قصاید و قطعات ←

قائم مقام فراهانی درباره‌ی قائم مقام فراهانی

سید ابوالقاسم قائم مقام (زاده ۱۱۵۸ خورشیدی در مهرآباد اراک - درگذشته ۱۲۱۴ خورشیدی در تهران) مشهور به قائم مقام فراهانی صدر اعظم ایران، سیاستمدار، ادیب، شخصیت برجسته و تأثیرگذار ایران زمین در عرصهٔ حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمهٔ اول قرن سیزدهم هجری بود. وی در زمان فتحعلیشاه در دستگاه ولیعهد او عباس میرزا صاحب مقام...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.