پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵

رفتند دوستان و کم از بیش و کم نماند

روزم سیاه گشت و برم سایه هم نماند

چون صبح از آن سبب نفس سرد می کشم

کان صبح چهره چون نفس صبحدم نماند

با من ستم نمی‌کند ار یار من رواست

چندان ستم نمودکه دیگر ستم نماند

گویی دلت چرا نشد از هجر من غمین

آن قدر تنگ شدکه درو جای غم نماند

چون ابر در فراق تو از بس گریستم

در چشم من چو چشمهٔ خورشید نم نماند

می ده که وقت آمدن و رفتن از جهان

کس محتشم نیامد وکس محتشم نماند

ای خواجه عمر جام سفالین دراز باد

کاو بهر باده هست اگر جام جم نماند

قاآنیا دل تو حرم خانهٔ خداست

منت خدای راکه بتی در حرم نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷لحن اسماعیل آشوبی که در دستان کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۸ای رفیقان امشب اسماعیل غوغا می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۹طالع مسعود چیست طلعت محمود
  4. غزل شمارهٔ ۳۰شب دوشین‌ که مرا لب به لب نوشین بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۱هر جا حکایت از صنمی دلربا رود
  6. غزل شمارهٔ ۳۲خلق را قصهٔ حسن پری از یاد روَد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳مست‌ و بیخود سروناز من به‌ صحرا می‌رود
  8. غزل شمارهٔ ۳۴دولت آنست که از در صنمی تازه درآید
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.