پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷

لحن اسماعیل آشوبی که در دستان کند

کافرم چنگیز اگر با جیش ترکستان کند

ساز دستان چون نماید شور آوازش به بزم

هوش هشیاران رباید تا چه با مستان کند

هم گل بویا بود هم بلبل گویا بود

زان گهی دستان کند گه جلوه چون بستان کند

خود بود هشیار و چشمش مست می‌خواهد به مکر

صید هشیاران و مستان هردو زین دستان کند

کودکی شیرین زبانست او که لحن دلکشش‌

دایهٔ عیش و طرب را شیر در پستان کند

لالهٔ روی نکویش لال سازد عقل را

پس‌ به هر معنی که خواهی بزم لالستان کند

در پس دف چون کند پنهان رخ رخشان خویش

ماه را ماندکه جا در کفهٔ میزان کند

گرچه می‌خواهد‌ که حسن خود بپوشاند ولی

حس‌ او پیداترست از آ‌نکه او پنهان کند

این که می‌گویند اسماعیل قربان شد خطاست

کاوست اسماعیل و مردم را همی قربان کند

این که می گویند یوسف شد به زندان منکرم

او اگر یوسف دل خلق از چه در زندان کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹طالع مسعود چیست طلعت محمود
  2. غزل شمارهٔ ۳۰شب دوشین‌ که مرا لب به لب نوشین بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۱هر جا حکایت از صنمی دلربا رود
  4. غزل شمارهٔ ۳۲خلق را قصهٔ حسن پری از یاد روَد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳مست‌ و بیخود سروناز من به‌ صحرا می‌رود
  6. غزل شمارهٔ ۳۴دولت آنست که از در صنمی تازه درآید
  7. غزل شمارهٔ ۳۵ماه من از زلف چون گره بگشاید
  8. غزل شمارهٔ ۳۶چونست که اسماعیل هرگه به خروش آید
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.