پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳

مست‌ و بیخود سروناز من به‌ صحرا می‌رود

با چنین مستی نگه کن تا چه زیبا می‌رود

گاه می‌افتد ز مستی، گاه می‌خیزد ز جا

تا دگر زین رفتنش، یارب! چه بر ما می‌رود

گه تکبر می‌فروشد، گه تواضع می‌کند

گاه شرم‌آلوده، گاهی بی‌محابا‌ می‌رود

او به‌ صحرا می‌رود وز رشک خاک راه او

در دو چشم ما ز اشک شور دریا می‌رود

هم لب جانبخش دارد هم جمال دلفریب

یوسف است این می‌خرامد یا مسیحا می‌رود

من هم از دنبال او افتان و خیزان می‌روم

هرکجا خورشید باشد، سایه آن‌جا می‌رود

چون دو زلف خود اگر صد ره فشاند آستین

همچو گیسو از قفایش می‌روم تا می‌رود

بس که هر عضوش به است از عضو دیگر، چشم‌ من

در سراپای وجودش زیر و بالا می‌رود

زلفش آشفته ز مستی، رخ شکفته از شراب

با رخ و زلفی چنین تنها به صحرا می‌رود

مردم این شهر شاهدباز و امردخواره‌اند

در چنین شهری چرا او مست و تنها می‌رود

هرکجا رو می‌نماید می‌برد یک شهر دل

ترک تاتارست پنداری به یغما می‌رود

خواهمش دامن بگیرم تا دهد بوسی به من

لیک قاآنی ندانم می‌دهد یا می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵ماه من از زلف چون گره بگشاید
  2. غزل شمارهٔ ۳۶چونست که اسماعیل هرگه به خروش آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۷ای شیخ چه دل نهی به دستار
  4. غزل شمارهٔ ۳۸دلدار بود دین و دل و طاقت و قرار
  5. غزل شمارهٔ ۳۹واقفی ای پیک چون ز حال دل زار
  6. غزل شمارهٔ ۴۰هرکس به هوای جان گرفتار
  7. غزل شمارهٔ ۴۱ای حسن تو چون فتنهٔ چشم تو جهانگیر
  8. غزل شمارهٔ ۴۲ای زلف تو چون خاطر عشاق مشوش
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.