پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸

دلدار بود دین و دل و طاقت و قرار

چون او برفت رفت به یکبار هر چهار

گویند صبرکن که بیاید نگار تو

آن روز صبر رفت که رفت از برم نگار

جایی که یار نیست دلم را قرار نیست

من آزموده‌ام دل خود را هزار بار

عاقل به اختیار نخواهد هلاک خویش

پیش از هلاک من زکفم رفت اختیار

تا یار هست از پی کاری نمی روم

دلداده را چکار به از عشق روی یار

شوریدگی نکوست به سودای زلف دوست

دیوانگی خوشست به امید چشم یار

آخر نمود بخت مرا زلف یار من

چون خویش سرنگون و پریشان و بی‌قرار

غم صدهزار مرتبه گرد جهان بگشت

جز من نیافت همدمی از خلق روزگار

قاآنی از جفای جهان هیچ غم مخور

می خور به یمن عاطفت صاحب اختیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰هرکس به هوای جان گرفتار
  2. غزل شمارهٔ ۴۱ای حسن تو چون فتنهٔ چشم تو جهانگیر
  3. غزل شمارهٔ ۴۲ای زلف تو چون خاطر عشاق مشوش
  4. غزل شمارهٔ ۴۳پیر مغان جام میم داد دوش
  5. غزل شمارهٔ ۴۴لحن اسماعیل و رویش آفت چشمست و گوش
  6. غزل شمارهٔ ۴۵تا به شکار رفته‌ای گشته دلم شکار غم
  7. غزل شمارهٔ ۴۶نه تو دست عهد دادی که ز مهر سر نتابم
  8. غزل شمارهٔ ۴۷به جرم عشق تو گر می‌زنند بر دارم
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.