پرش به محتوای اصلی
قاآنی قاآنی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴

دل تو خاره و جسمت حریر را ماند

رخت ستاره و زلفت عبیر را ماند

رخم چو زلف تو پرچین شدست و شادم ازین

که موی یار جوان روی پیر را ماند

چنین که روی تو در شام زلف جلوه کند

مسلمست که ماه منیر را ماند

بدین صفت که سر افکنده زلف پیش رخت

ستاده پیش توانگر فقیر را ماند

تو شاه لشکر حسنی و سینه و دل من

به بارگاه تو طبل و نفیر را ماند

چسان ز دست غمت صید دل خلاص شود

که مژه‌های تو یک جعبه تیر را ماند

سریر عاج که گویند داشت خسرو هند

سرین سیمبران آن سریر را ماند

ز خندهٔ گل و از رقص سرو معلومست

که باد صبح به بستان بشیر را ماند

ز بس در آن تن نازک فرو رود انگشت

گمان بری که سراپا خمیر را ماند

لطیفه‌های وی از بس که چرب و شیرینست

اگر غلط نکنم شهد و شیر را ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶نگار سرو قد من چو عزم باغ کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۷لحن اسماعیل آشوبی که در دستان کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۸ای رفیقان امشب اسماعیل غوغا می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۹طالع مسعود چیست طلعت محمود
  5. غزل شمارهٔ ۳۰شب دوشین‌ که مرا لب به لب نوشین بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۱هر جا حکایت از صنمی دلربا رود
  7. غزل شمارهٔ ۳۲خلق را قصهٔ حسن پری از یاد روَد
  8. غزل شمارهٔ ۳۳مست‌ و بیخود سروناز من به‌ صحرا می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

قاآنی درباره‌ی قاآنی

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.