پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷

ماه غلام رخ زیبای تو

سرو کمربستهٔ بالای تو

تن همه چشم است به صحن چمن

نرگس شهلا به تماشای تو

مجمع دل‌های پراکنده چیست؟

چین سر زلف چلیپای تو

زاهد و اندیشهٔ گیسوی حور

دست من و جعد سمن سای تو

گر تو زنی تیغ هلاکم به فرق

فرق من و خاک کف پای تو

روی من و خاک سر کوی عشق

رای من و پیروی رای تو

تیر من و دیدهٔ کج بین غیر

تیغ من و تارک اعدای تو

چند فشاند نمکم بر جگر

لعل شکرخند شکرخای تو

دیر کشیدی ز میان بس که تیغ

مرد فروغی ز مداوای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۹چه عقده‌هاست به کار دلم ز بخت سیاه
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۰آهی که رخنه کردم، از وی به سنگ خاره
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۱تا به چشمان سیه سرمه درانداخته‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۲تنها نه جا به خلوت دل‌ها گرفته‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۳تا به جفایت خوشم، ترک جفا کرده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۴سنبل گل پوش را بر سمن آورده‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۵امشب ای زلف سیه سخت پریشان شده‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۶گر نه از کشتن عشاق به تنگ آمده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.