پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۸

شبها به بزم مدعی ای بی مروت جا مکن

آرام جان او مشو، آزار جان ما مکن

از بهر حسرت خوردنم، لب بر لب ساغر منه

دست از پی آزردنم در گردن مینا مکن

در بزم غیر ای بی وفا بهر خدا مگذار پا

ما را و خود را بیش از این آزرده و رسوا مکن

هردم به مجلس ای رقیب از یار دلجویی مجو

خاطر نگهداریش را خاطر نشان ما مکن

دردِ فروغی را دوا ، تا کِی به فردا افکنی،

اندیشه از فردا بدار، امروز را فردا مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۰غافل گذشتی از دل امیدوار من
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۱نرگس بیمار تو گشته پرستار من
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۲دانی که چیست رشتهٔ عمر دراز من
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۳با رقیب آمدی به محفل من
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۴به خون تپیده ز بازوی قاتلی تن من
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۵گفتم که چیست راهزن عقل و دین من
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۶وقت مرگ آمد ز رحمت بر سر بالین من
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۷تنگ شد از غم دل جای به من
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.