پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۴

من ساده پرست و باده نوشم

فرمان بر پیر می فروشم

مستغرق لجهٔ شرابم

مستوجب مژدهٔ سروشم

بر گردش ساقی است چشمم

بر پردهٔ مطرب است گوشم

آن جا که پیاله‌ای، خرابم

و آن جا که ترانه‌ای، خموشم

من گوش ز بانگ نی شنیدم

من چشم ز جام می نپوشم

هم آتش می بسوخت مغزم

هم ناله نی ببرد هوشم

در کردن توبه سست کیشم

در خوردن باده سخت کوشم

عشرت طلب و نشاط جویم

ساغر به کف و سبو به دوشم

جز پیر مغان نمی‌شناسم

جز قول بتان نمی‌نیوشم

از طعن کسی نمی‌خراشم

وز کردهٔ خود نمی‌خروشم

تا روز جزا کشد فروغی

کیفیت باده‌های دوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۶ای خط تو را دایرهٔ حسن مسلم
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۷تا خیل غمت خیمه زد اندر دل تنگم
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۸ای کعبهٔ مقصودم، وی قبلهٔ آمالم
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۹ای که می‌پرسی ز من کیفیت چشم غزالم
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۰مشغول رخ ساقی، سرگرم خط جامم
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۱از دشمنم چه بیم که با دوست هم دمم
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۲نرگسش گفت که من ساقی می‌خوارانم
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۳تا هست نشانی از نشانم
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.