پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۰

من بر سر کوی تو ندیدم

خاکی که به سر نکرده باشم

از دست جفای تو نمانده‌ست

شهری که خبر نکرده باشم

جز مهر تو در دلم نرفته‌ست

مهری که به در نکرده باشم

شب نیست که با خیال قدت

دستی به کمر نکرده باشم

در حسرت زلف تو شبی نیست

کز گریه سحر نکرده باشم

یک باره مرا مکن فراموش

تا فکر دگر نکرده باشم

کردی نظری به من که دیگر

از فتنه حذر نکرده باشم

تیری ز کمان رها نکردی

کش سینه سپر نکرده باشم

از سیل سرشک خانه‌ای نیست

کش زیر و زبر نکرده باشم

خاکی نه که در غمش فروغی

زآب مژه تر نکرده باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۲دوش از در می‌خانه کشیدند به دوشم
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۳سروش عشق تو یک نکته گفت در گوشم
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۴من ساده پرست و باده نوشم
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۵من مست می‌پرستم، من رند باده نوشم
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۶ای خط تو را دایرهٔ حسن مسلم
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۷تا خیل غمت خیمه زد اندر دل تنگم
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۸ای کعبهٔ مقصودم، وی قبلهٔ آمالم
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۹ای که می‌پرسی ز من کیفیت چشم غزالم
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.