پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۹

روزها در طلبت می‌پویم

در فراقت همه شب می‌مویم

قصه شوق تو از خود با خود

دم بدم میشنوم میگویم

در سرا پای بتان حسن ترا

تو بتو موی بمو میجویم

رنگ و بویت ز خیالم نرود

چون شوم گل همه گل میرویم

در غمت بهر وضو وقت نماز

زاب دیده رخ خود میشویم

در تمنای لقایت چون فیض

کو بکو بیسر و پا می‌پویم

سر سودای تو دارم چکنم

میروم میطلبم میجویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۱کی باشد از جهان بدن سوی جان رویم
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۲خیز تازین خاکدان بیرون رویم
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۳وقت آنست که جوینده اسرار شویم
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۴بدرد عشق بیدرمان دوای درد من میکن
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۵هر که میخواهد سخن گستر بود در انجمن
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۶در ره دانش بفکر تا بتوان گام زن
  7. غزل شمارهٔ ۷۰۷رنجیده از من میگذشت گفتم چه کردم جان من
  8. غزل شمارهٔ ۷۰۸نوش من نیش مکن دورم از خویش مکن
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.