پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۱

کی باشد از جهان بدن سوی جان رویم

زان نیز بگذریم ورای جهان رویم

از تن به جان سوی جانان سفر کنیم

طی مکان کنیم و سوی لامکان رویم

شور و شغب کنیم پس پردهٔ صور

وین راه را ز چشم خلایق نهان رویم

کس دید و کس ندید به پریم زین قفس

تا کوه قاف جانت عنقا روان رویم

تا چند اوفتیم در این و گل چو خر

چون عیسی از زمین به سوی آسمان رویم

تا چند اینچنین گذرانیم روزگار

گویند هست طور دگر آنچنان رویم

سوزیم در جحیم خودی فیض تا به کی

خود واکنیم از خود و سوی جنان رویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۳وقت آنست که جوینده اسرار شویم
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۴بدرد عشق بیدرمان دوای درد من میکن
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۵هر که میخواهد سخن گستر بود در انجمن
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۶در ره دانش بفکر تا بتوان گام زن
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۷رنجیده از من میگذشت گفتم چه کردم جان من
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۸نوش من نیش مکن دورم از خویش مکن
  7. غزل شمارهٔ ۷۰۹در حریم قدس جانرا نیست بار از ننگ تن
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۰در دل هر ذره مهر جان ما دارد وطن
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.