پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۲

خیز تازین خاکدان بیرون رویم

زین سرای مردگان بیرون رویم

زنده گردیم از حیات جاودان

زینجهان جان ستان بیرون رویم

راست از هم صحبتیهای کجان

همچو تیری از کمان بیرون رویم

تا شویم الا بما شاء را محیط

زین محیط آسمان بیرون رویم

گوهر بحر یقین آید بکف

گر ز صحرای گمان بیرون رویم

بی‌نشان از بی‌نشان آگه شویم

بی‌نشان گر از نشان بیرون رویم

خیز تا بر موطن اصلی رسیم

از مقام سالکان بیرون رویم

خیز تا از مغز جان روغن کشیم

پس ز روغن شعله سان بیرون رویم

در بلا و در ولا قربان شویم

از تن و جان و جهان بیرون رویم

فیض تا چند از مکان و لامکان

از مکان و لامکان بیرون رویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۴بدرد عشق بیدرمان دوای درد من میکن
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۵هر که میخواهد سخن گستر بود در انجمن
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۶در ره دانش بفکر تا بتوان گام زن
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۷رنجیده از من میگذشت گفتم چه کردم جان من
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۸نوش من نیش مکن دورم از خویش مکن
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۹در حریم قدس جانرا نیست بار از ننگ تن
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۰در دل هر ذره مهر جان ما دارد وطن
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۱آرامت از تن میرود زین شاهدان سیمتن
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.