پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۷

تا کی ز فراق تو نهم بر سر غم غم

تا چند بدل غصه نشیند بسر هم

ای صیقلی اشک بیا تا بزدائیم

این زنگ که از سینه بهم آمده از غم

ای بلبل همدرد دمی گوش فرادار

من هم بسرایم بود این غم شودم کم

نی نی نکنم از غم هجر تو شکایت

از دوست چه آید همه شادیست نه غم غم

شاد است دل اگر از دوست رسد زخم

خوش باد تراوقت که گردی پی مرهم

هرچند برآورد ز دل گوهر اسرار

غواص زبان هیچ ازین بحر نشد کم

بسیار سخن بر سخن از سینه زند جوش

دل پر شود از قحط سخن گر نزنم دم

آید سخن از دل بزبان تا که برآید

دربان بآن رو کند از قحطی همدم

نازم بدل و سینه دریا دل خود فیض

هر چند غم آید بودش جای دگر غم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۹روز میگردد اگر رو مینمائی در شبم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۰هر رنج که میرسد بجانم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۱نشود کام بر دل ما رام
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۲بخوشی بگذریم از هر کام
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۳ای خوشا وقت عاشق بد نام
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۴ما مستانیم بی می و جام
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۵منم که ساختهٔ دست ابتلای توام
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۶منم که شیفتهٔ زلف تو ببوی توام
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.