پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۶

ای در سرم از تو جوش دیگر

در کشور جان خروش دیگر

در چشمهٔ سلسبیل نوشی است

و اندر دهن تو نوش دیگر

هر عاشق را غمی و جوشی است

عشاقِ تُراست جوش دیگر

هر کس باشد ز ساقی مست

وین قوم ز میفروش دیگر

هر قومی راست عقل و هوشی

مجنون تراست هوش دیگر

هر دوش این بار بر نتابد

عشق تو کشم بدوش دیگر

آن حرف که از زبان عشق است

من میشنوم بگوش دیگر

آن را که زبان عشق فهمد

گوش دگر است و هوش دیگر

هرکس ز غمی سرآید فیض

دارد ز غمت سروش دیگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۸میبرد دل را هوا دستم تو گیر
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۹ای که در گل زار حسنش میخرامی مست ناز
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۰گوشهٔ چشمی بسوی دردمندان کن بناز
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۱ای دل ار بگذری ز عشق مجاز
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۲دامن از دوستان کشیدی باز
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۳بیاد عشق ما میسوز و میساز
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۴برون آی و خورشید رخ بر افروز
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۵بکین غم فلک بر خواست امروز
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.