پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۶

ما سرّ کُن فَکانیم ما را که می‌شناسد؟

از دیده‌ها نهانیم ما را که می‌شناسد؟

هر چند بر زمینیم با خاک ره نشینیم

برتر ز آسمانیم ما را که می‌شناسد؟

ما همنشین ناریم از خلق بر کناریم

هر چند در میانیم ما را که می‌شناسد؟

ما جان جان جانیم از جسم بر کرانیم

بیرون ازین جهانیم ما را که می‌شناسد؟

از نام ما مگویید وز ما نشان مجویید

بی‌نام و بی‌نشانیم ما را که می‌شناسد؟

در هر جهت مپویید وندر مکان مجویید

بیرون ز هر مکانیم ما را که می‌شناسد؟

ما را مکان نباشد ما را زمان نباشد

برتر از این و ‌آنیم ما را که می‌شناسد؟

ما عاقلان مستیم ما نیستان هستیم

اقرار مُنکِرانیم ما را که می‌شناسد؟

کم گوی فیض اسرار دُر در صدف نگه‌ دار

ما بحر بی‌کرانیم ما را که می‌شناسد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۸شوریدهٔ صحرائی در خانه چسان باشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۹آن دل که توئی در وی غمخانه چرا باشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۰کسی از عمر برخوردار باشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۱هر کجا داغ و درد و غم باشد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۲چکنم دلی را که ترا نباشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۳هر که بیمار تو باشد درد بیمارش نباشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۴با دوست مگو رازی هرچند امین باشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۵دلم بس نیست ماوای تو باشد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.