پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴

از آن میان نزنم دم که مو نمی‌گنجد

و زان دهان که در و گفتگو نمی‌گنجد

چه گویم از غم دل در شکنج گیسویش

که در زبان سخن تو بتو نمی‌گنجد

حدیث آن لب شیرین نیایدم بزبان

حلاوت اینهمه در گفتگو نمی‌گنجد

وصال دوست نه بتوانم آرزو کردن

به تنگنای دلم آرزو نمی‌گنجد

بفرض اگر همه روی زمین شود دفتر

حکایت شب هحران درو نمی‌گنجد

ز دود ناله چگویم کز آسمان بگذشت

ز خون دیده که در نهر و جو نمی‌گنجد

بس است فیض شکایت که پر شد این دفتر

ز دود دل که درو تار مو نمی‌گنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶کشد هر جنس جنس خود سخن گرد سخن گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۷جان جز خیال رویت نقشی دگر نبندد
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸مرغ خیال کس را کس بال و پر نه بندد
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹دل از ادنی کند آن کس که بر اعلی نظر بندد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۰نمی‌بینم در این میدان یکی مرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۱مرا دردیست در دل نه چو هر درد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۲بر دل و جان رواست درد در سروتن چراست درد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳حاشا که مداوای من از پند توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.