پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی

رباعیات

۱۵۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ با عشق هوس سوز غم کام کجا
  2. شمارهٔ ۲ در وادی عشق پر مکش منّت پا
  3. شمارهٔ ۳ اصحاب پیمبر ارچه نورند و هُدا
  4. شمارهٔ ۴ ای راحت جان غصّه پرورد بیا
  5. شمارهٔ ۵ ای آرزوی دل غم اندود بیا
  6. شمارهٔ ۶ ای بی‌نم جود تو همه بحر سراب
  7. شمارهٔ ۷ فیاض ازل که بزم هستی آراست
  8. شمارهٔ ۸ از ناز قضا چو چهرة حسن آراست
  9. شمارهٔ ۹ هر چند که دل لبالب از نور خداست
  10. شمارهٔ ۱۰ ماه رمضان عجب مه روح‌فزاست
  11. شمارهٔ ۱۱ ماییم که بی‌تکلّفی‌ها فن ماست
  12. شمارهٔ ۱۲ درد تو تلافی تن آسانی‌هاست
  13. شمارهٔ ۱۳ در پیش کسی که علم و دانش بابست
  14. شمارهٔ ۱۴ در گلشن عشق خرمی نایابست
  15. شمارهٔ ۱۵ امشب ز غمت روح و روانم می‌سوخت
  16. شمارهٔ ۱۶ فیّاض بیا که عشق بارت دادست
  17. شمارهٔ ۱۷ ای شعله ز دست خوی بیدادگرت
  18. شمارهٔ ۱۸ امروز که دیدار تو ما را عیدست
  19. شمارهٔ ۱۹ فیّاض دگر عشق عبارت دادست
  20. شمارهٔ ۲۰ آنرا که به اوصاف تو دید دگرست
  21. شمارهٔ ۲۱ آنم که ز خرّمی دلم را عارست
  22. شمارهٔ ۲۲ دل بست به خود تارِ تعلّق ز نخست
  23. شمارهٔ ۲۳ هر کس که تعلّقش به هستی بیش است
  24. شمارهٔ ۲۴ فیّاض کجایی که مرا حال خوشست
  25. شمارهٔ ۲۵ آهم ز دل زبانه فرسود نشست
  26. شمارهٔ ۲۶ حسرت غم دیرینه دوا نتوانست
  27. شمارهٔ ۲۷ دور افکندن نشانة خواستن است
  28. شمارهٔ ۲۸ عشق است میی که ساقیش عرفانست
  29. شمارهٔ ۲۹ بگذر ز ره و رسم، سعادت اینست
  30. شمارهٔ ۳۰ چون در شب معراج نبی همّت بست
  31. شمارهٔ ۳۱ یک لحظه که در پیش من آن شوخ نشست
  32. شمارهٔ ۳۲ تا زلف به روی تو پریشان شده است
  33. شمارهٔ ۳۳ لطف تو به ما نه این چنین می‌بایست
  34. شمارهٔ ۳۴ هم گریه من ز چشم مست دگریست
  35. شمارهٔ ۳۵ در عشق تو، خون، چشم تر من نگذاشت
  36. شمارهٔ ۳۶ آن مه که به لب چشمه کوثر دارد
  37. شمارهٔ ۳۷ هر کس که چو من سری به دردش دارد
  38. شمارهٔ ۳۸ مرگم ز ره هلاک برمی‌دارد
  39. شمارهٔ ۳۹ در فکر شبم تا به سحر خواب نبرد
  40. شمارهٔ ۴۰ چون برق نگاه تو به من می‌تازد
  41. شمارهٔ ۴۱ زرگر پسری که حسن ازو می‌نازد
  42. شمارهٔ ۴۲ وصل است متاعی که به دیدن نرسد
  43. شمارهٔ ۴۳ دیده به وصال جز به دیدن نرسد
  44. شمارهٔ ۴۴ هر گاه که آن زهره جبین می‌رقصد
  45. شمارهٔ ۴۵ ترک هوسات خام می‌باید کرد
  46. شمارهٔ ۴۶ تب، رو به من از غایت بی‌شرمی کرد
  47. شمارهٔ ۴۷ دنیا آن به که خواجه پاکش بخورد
  48. شمارهٔ ۴۸ در روی تو کافتاب انور آمد
  49. شمارهٔ ۴۹ صد شکر که آن سرو‌‌ چمن باز آمد
  50. شمارهٔ ۵۰ چشمان تو در فتنه‌گری یکدله‌اند
  51. شمارهٔ ۵۱ ای خواجه تو می‌روی و دنیا ماند
  52. شمارهٔ ۵۲ آنانکه رهی به عالم دل دارند
  53. شمارهٔ ۵۳ هر دل که هوای عالم راز کند
  54. شمارهٔ ۵۴ خورشید چو ذرّه آرزوی تو کند
  55. شمارهٔ ۵۵ گر دل ز فروغ عشق پیرایه کند
  56. شمارهٔ ۵۶ آمد به من از تو مصرعی چند بلند
  57. شمارهٔ ۵۷ آنانکه خدا را به نظر می‌دانند
  58. شمارهٔ ۵۸ هر دل که به اسرار جلی گرم بود
  59. شمارهٔ ۵۹ تا مرد مجرّد از من و ما نبود
  60. شمارهٔ ۶۰ با خلق جهان غیر نزاعی نبود

متن اشعار به نقل از گنجور.