پرش به محتوای اصلی
فرخی سیستانی فرخی سیستانی

قصاید

شمارهٔ ۹۶ - نیز در مدح سیدالکفاة خواجه ابوعلی حسنک وزیر گوید

باری ندانمت که چه خو داری ای پسر

تا نیستی مرا و ترا هیچ درد سر

همچون مه دو هفته برون آیی از وثاق

همچون مه گرفته درون آییم ز در

رغم مرا چو سرکه مکن چون بمن رسی

رویی کزو به تنگ بریزد همی شرر

روزی گشاده باشی و روزی گرفته ای

بنمای کاین گرفتگی از چیست ای پسر!

ای چون گل بهاری خندان میان باغ

هر ساعتی چو روز بهاران مشو دگر

مارا همی بخواهی پس روی تازه دار

تا خواجه مر ترا بپذیرد ز من مگر

خواجه بزرگ بوعلی آن سید کفاة

خواجه بزرگ بوعلی آن مفخر گهر

دستور شاه شرق و بدو ملک شاه شرق

آراسته چو ملک عمر درگه عمر

اواز میان گوهر خویش آمده بزرگ

وندر خور بزرگی آموخته هنر

بر درگهش نشسته بزرگان و مهتران

از بهر بار جستن و بر ما گشاده در

با زایران گشاده و خندان و تازه روی

وز دست او غنی شده زایر به سیم و زر

هرگز به درگهش نرسیدم که حاجبش

صد تازگی نکرد و نگفت: اندرون گذر

ناخوانده شعرهای دو جشن از پی دو جشن

کس کرد نزد من که بیا رسمها ببر

ازمهتران بجهد ستانیم سیم شعر

او نارسیده، سیم بداد، این کرم نگر

جاوید باد شاد و بدو شادمانه باد

شاه زمانه و خدم شاه سر بسر

زو در جهان دلی نشناسم که نیست شاد

با او به دل چگونه توان بود کینه ور

هر کس که شاد نیست به قدر و به جاه او

بی قدر باد نزد همه خلق و بی خطر

کس نیست کو بدولت او شادمانه نیست

ور هست حاسدست و پلیدی زسگ بتر

او دست خائنان جهان کرد زیر سنگ

زینست دست اوز همه دستهازبر

آواز خائنان نتواند شنید هیچ

شاید که یافته ست شه از خوی او خبر

زین پیش بوده و پس از این نیز هم بود

او را به ملک و، شاه جهان را بدو نظر

شادیش باد و کامروایی و مهتری

پایندگی سعادت و پیوستگی ظفر

عیدش خجسته باد و همه ساله عید باد

ایام آن خجسته خصال نکو سیر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۹۸ - در مدح ابوبکر عمید الملک قهستانی عارض لشکر گویدای غالیه کشیده ترا دست روزگار
  2. شمارهٔ ۹۹ - در مدح خواجه حسین بن علی گویددلم همی نشود بر فراق یار صبور
  3. شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر گویدکوس فرو کوفت ماه روزه بیکبار
  4. شمارهٔ ۱۰۱ - در مدح عضد الدوله امیر یوسف برادر سلطان محمودیاد باد آن شب کان شمسه خوبان طراز
  5. شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح شمس الکفاة خواجه احمدبن حسن میمندیسرو ساقی وماه رود نواز
  6. شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود غزنویآشتی کردم با دوست پس از جنگ دراز
  7. شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح سلطان محمود و ذکر مراجعت او از رزم و فتح قلعهٔ هزار اسببرکش ای تُرک و به یک سو فکن این جامهٔ جنگ
  8. شمارهٔ ۱۰۵ - در ذکر شکارگاه و شکار کردن سلطان محمود غزنوی گویدخدایگان جهان خسرو بزرگ اورنگ
همه‌ی قصاید ←

فرخی سیستانی درباره‌ی فرخی سیستانی

ابوالحسن علی بن جولوغ فرخی سیستانی شاعر بزرگ ایرانی اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری است. وی علاوه بر تسلط بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت و بدین وسیله توانست به دربار ابوالمظفر شاه چغانیان و سپس به دربار سلطان محمود غزنوی راه یابد و منزلتی والا بدست آورد. فرخی را یکی از بهترین قصیده‌سرایان ایرانی می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.