پرش به محتوای اصلی
فرخی سیستانی فرخی سیستانی

قصاید

شمارهٔ ۹۷ - نیز در مدح خواجه ابوعلی حسنک وزیر گوید

مهرگان امسال شغل روزه دارد پیش در

خواجه از آتش پرستی توبه داد او را مگر

خواجه سید وزیر شاه ایران بوعلی

قبله احرار و پشت لشکر و روی گهر

تیغ را میر جلیل و خامه را خواجه بزرگ

یافته میراث میری و بزرگی از پدر

او به مغرب، کار سلطان را به مشرق ساخته

نیک بنگر چون بدو باشد کفایت را گذر

شغل سلطان پیش و طمع از مال او برداشته

کس بدینسان شغل هرگز می نیارد برد سر

گیتی اندر دست او و زمال گیتی دست پاک

آینچنین اندر جهان هرگز کجابد جز عمر

صدر دیوان وزارت خواجه را دیگر بدید

خواجه رابیناد و جز خواجه مبینادا دگر

ملک سلطانرا به عدل و داد خویش آراسته ست

چون مشاطه نو عروسانرا به گوناگون گهر

کس نداند گفت کو از کس بدانگی طمع کرد

با چنین فرمان و چندین شغل و چندین دردسر

لاجرم ملک و ولایت خرم و آباد گشت

خرم و آباد گردد ملک از عدل و نظر

من قیاس از سیستان آرم که آن شهر منست

وز پی خویشان ز شهر خویشتن دارم خبر

شهر من شهر بزرگست و زمین نامدار

مردمان شهر من در شیر مردی نامور

تا خلف را خسرو ایران از آنجابرگرفت

در ستم بودند و در بیداد هر بیدادگر

برکشیدند از زمین باغشان سرو و سمن

باز کردنداز سرای و کاخشان دیوار و در

هر سرایی کان نکوتر بودو زان خوشتر نبود

همچو شارستان قوم لوط شد زیر و زبر

کدخدایانشان خریده خانه ها بگذاشتند

زن ز شوی خویش دور افتاد و فرزند از پدر

برشه ایران حدیث سیستان پوشیده ماند

سالها بودند مسکین از غم و درخون جگر

چون شه مشرق وزارت را بخواجه باز داد

بیشتر شغلی گرفت از شغل خواجه، بیشتر

عالمانرا بازخواند و مردمانرا بار داد

شوی با زن گشت و زن با شوی و مادر با پسر

خانه ها آباد گشت و کاخها بر پای شد

با خضر شد بار دیگر باغهای بی خضر

روزگار سیستانرا بانکویی عدل او

باز نشناسم همی از روزگار زال زر

از ولایتهای سلطان سیستان بر گوشه ایست

نیست از انصاف او، از عدل او نابهره ور

شهرها بسیار دارد خواجه در زیر قلم

تو بهر شهری کنون هم زین قیاس اندر نگر

ایزد او را جاودانی دولت و نعمت دهاد

تا بدان دو بربد اندیشان همی یابد ظفر

روز او فرخنده باد و روزه اش پذرفته باد

وین خجسته مهرگان از روزها فرخنده تر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۹۹ - در مدح خواجه حسین بن علی گویددلم همی نشود بر فراق یار صبور
  2. شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح خواجه ابوسهل دبیر گویدکوس فرو کوفت ماه روزه بیکبار
  3. شمارهٔ ۱۰۱ - در مدح عضد الدوله امیر یوسف برادر سلطان محمودیاد باد آن شب کان شمسه خوبان طراز
  4. شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح شمس الکفاة خواجه احمدبن حسن میمندیسرو ساقی وماه رود نواز
  5. شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود غزنویآشتی کردم با دوست پس از جنگ دراز
  6. شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح سلطان محمود و ذکر مراجعت او از رزم و فتح قلعهٔ هزار اسببرکش ای تُرک و به یک سو فکن این جامهٔ جنگ
  7. شمارهٔ ۱۰۵ - در ذکر شکارگاه و شکار کردن سلطان محمود غزنوی گویدخدایگان جهان خسرو بزرگ اورنگ
  8. شمارهٔ ۱۰۶ - در مدح سلطان محمدبن سلطان محمود گویدمرا سلامت روی تو باد ای سرهنگ
همه‌ی قصاید ←

فرخی سیستانی درباره‌ی فرخی سیستانی

ابوالحسن علی بن جولوغ فرخی سیستانی شاعر بزرگ ایرانی اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری است. وی علاوه بر تسلط بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت و بدین وسیله توانست به دربار ابوالمظفر شاه چغانیان و سپس به دربار سلطان محمود غزنوی راه یابد و منزلتی والا بدست آورد. فرخی را یکی از بهترین قصیده‌سرایان ایرانی می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.