پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

هزلیات

شمارهٔ ۴ - خر تو خر

این چه بساطی است، چه گشته مگر؟

مملکت از چیست؟ شده محتضر:

موقع خدمت همه مانند خر

جمله اطباش، به گل مانده در

به به ازین مملکت خر تو خر!

نیست به دزدی شما، در جهان؟

کیست که خر کرده، شما را چنان؟

چیست که خفتند، همه بی گمان؟

وه به شما، ای همه افتادگان!

به به ازین مملکت خر تو خر!

مادر بیچاره، فتاده علیل

دخترک اندر پی هر کج سبیل

پرستارانش ز وزیر و وکیل

جمله فتادند، به فکر آجیل

به به ازین مملکت خر تو خر!

ادامه‌ی هزلیات

  1. شمارهٔ ۶ - قهر کردن مؤتمن الملکدوش شنیدم که گفت «مؤتمن الملک»
  2. شمارهٔ ۷ - سوگند وکالتضیاء الواعظین، آن رند جیغو
  3. شمارهٔ ۸ - در هجو شیخ ممقانیاز دست هر که هر چه، بستانده و ستانی
  4. شمارهٔ ۹ - شعر و شکرعامیان شعر تو با شکر، برابر می‌کنند
  5. شمارهٔ ۱۰ - یک عمر آه و نالهمرا چه کار که یک عمر، آه و ناله کنم؟
  6. شمارهٔ ۱۱ - مستزاد مجلس چهارماین مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود!
  7. شمارهٔ ۱۲ - در هجو خلخالیدر ده: سگ زشتی بود، موریخته و لاغر
  8. شمارهٔ ۱۳ - مهدی کچلکار و بارت جور، مهیا شده
همه‌ی هزلیات ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.