پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

هزلیات

شمارهٔ ۷ - سوگند وکالت

ضیاء الواعظین، آن رند جیغو

زده پشت تریبون پاک وارو

برای خاطر هم مسلکانش

به پا بنموده فریاد و هیاهو

به قانون اساسی پشت پا زد

برای خود نمائی نزد یارو

بگفتا من نخواهم خورد سوگند

که بر هوچیگری بگرفته‌ام خو

خدا رحمی به قشقائی نماید

ز دست این وکیل لوس پررو

ولی بعد از دو روز، آخر قسم خورد

چه بود آن وضع و این صورت تو برگو؟

گمان دارم نخست این سید لات

برای پول می کرد این هیاهو

چو پولی دید نبود در میانه

بزد پشتک ز بعدش چند وارو

نباشد چون عقیده، این چنین است!

چنین اشخاص را نامند پررو

به مثل او بود «یعقوب» ناچار

که با شمر است، حالا هم ترازو

ز صحن مجلس شورای ملی

چنین مخلوق، باید کرد جارو!

ادامه‌ی هزلیات

  1. شمارهٔ ۹ - شعر و شکرعامیان شعر تو با شکر، برابر می‌کنند
  2. شمارهٔ ۱۰ - یک عمر آه و نالهمرا چه کار که یک عمر، آه و ناله کنم؟
  3. شمارهٔ ۱۱ - مستزاد مجلس چهارماین مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود!
  4. شمارهٔ ۱۲ - در هجو خلخالیدر ده: سگ زشتی بود، موریخته و لاغر
  5. شمارهٔ ۱۳ - مهدی کچلکار و بارت جور، مهیا شده
  6. شمارهٔ ۱۴ - هجو دیوان بیگیوقتی آلو شده در تهران (دو)
  7. شمارهٔ ۱۵ - در هجو وحید دستگردیای وحید دستگردی! شیخ گندیده دهن
همه‌ی هزلیات ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.