پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

هزلیات

شمارهٔ ۳ - چه معامله باید کرد؟

بعد ازین بر وطن و بوم و برش باید رید!

به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید!

به حقیقت در عدل، ار در این بام و در است!

به چنین عدل و به دیوار و درش باید رید!

آن که بگرفته از او، تا به کمر ایران گه

به مکافات، الی تا کمرش باید رید

پدر ملت ایران، اگر این بی پدر است

به چنین ملت و گور پدرش باید رید

به «مدرس» نتوان کرد جسارت اما

آنقدر هست که بر ریش خرش باید رید

این حرارت که به خود، احمد آذر دارد

تا که خاموش شود بر شررش باید رید

«شفق سرخ » نوشت «آصف کرمانی » مرد

غفرالله کنون بر اثرش باید رید

آن «دهستانی » تحمیلی بی مدرک و لر

بهر این ملک، به نفع و ضررش باید رید

گر ندارد ضرر و نفع «مشیرالدوله »

از نوک پاش، الی فرق سرش باید رید

گر رود «مؤتمن الملک » به مجلس گاهی

احتراما به سر رهگذرش باید رید

ادامه‌ی هزلیات

  1. شمارهٔ ۵ - خرنامهدردا و حسرتا که جهان شد به کام خر!
  2. شمارهٔ ۶ - قهر کردن مؤتمن الملکدوش شنیدم که گفت «مؤتمن الملک»
  3. شمارهٔ ۷ - سوگند وکالتضیاء الواعظین، آن رند جیغو
  4. شمارهٔ ۸ - در هجو شیخ ممقانیاز دست هر که هر چه، بستانده و ستانی
  5. شمارهٔ ۹ - شعر و شکرعامیان شعر تو با شکر، برابر می‌کنند
  6. شمارهٔ ۱۰ - یک عمر آه و نالهمرا چه کار که یک عمر، آه و ناله کنم؟
  7. شمارهٔ ۱۱ - مستزاد مجلس چهارماین مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود!
  8. شمارهٔ ۱۲ - در هجو خلخالیدر ده: سگ زشتی بود، موریخته و لاغر
همه‌ی هزلیات ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.