پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

مقطعات

شمارهٔ ۱ - چشمت کور!

خیال خواجگیت بود، بر تمام جهان

شدی ز خانه خود هم جواب، چشمت کور!

جزای نیت زشت تو هست، این که چنین:

ز هر کنار شوی طرد باب، چشمت کور!

تویی چو میکروب طاعون میان نوع بشر

که هرکس از تو کند اجتناب، چشمت کور

شدی ز خوی بد و فعل زشت و نیت شوم

در آتش ستم خود کباب، چشمت کور!

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳ - عید خونای بشر! مظهر ظرافت شو
  2. شمارهٔ ۴ - خانه بیگانه!امان از خویش را بی‌خانه دیدن
  3. شمارهٔ ۵ - روش ناپسندای دغل! با همه کس، ناکسی اظهار مکن
  4. شمارهٔ ۶ - تمثال عشقیمکش که بیهده این نقش می کشی نقاش
  5. شمارهٔ ۷ - جام عمرالا ای مرگ! در جانم درآویز
  6. شمارهٔ ۸ - کابینه نیم بند!در نخستین روزهای اسفندماه هزار و سیصد و یک خورشیدی که کابینه مرحوم حسن مستوفی (مستوفی الممالک) متزلزل شد، نخست وزیر مزبور در برابر مخالفت‌های دسته مخالف که دولتش را «کابنیه نیم بند» نامیدند به سختی ایستادگی کرد و شب هفدهم اسفندماه در مجلس شورای ملی با اکث
  7. شمارهٔ ۹ - در لباس نیستیعشقی ار مجهول، چون اسرار عالم زیستی!
  8. شمارهٔ ۱۰ - راه نجاتدانه با خاک چو پیوست، سری پیدا کرد
همه‌ی مقطعات ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.