پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

غزلیات و قصاید

شمارهٔ ۵ - درد وطن

ز اظهار درد، درد مداوا نمی‌شود

شیرین دهان به گفتن حلوا نمی‌شود

درمان نما، نه درد که با پا زمین زدن

این بستری ز بستر خود پا نمی‌شود

می‌دانم ار که سر خط آزادگی ما

با خون نشد نگاشته، خوانا نمی‌شود

باید چنین نمود و چنان کرد چاره جست

لیکن چه چاره با من تنها نمی‌شود؟

تنها منم که گر نشود حکم قتل من:

حاشا، چنین معاهده امضا نمی‌شود

گر سیل سیل خون ز در و دشت ملک هم

جاری شود؟ معاهده اجرا نمی‌شود

مرگی که سر زده به در خلق سر زند

من دربه‌در پی وی و پیدا نمی‌شود

ایرانی ار به سان اروپاییان نشد

ایران‌زمین به سان اروپا نمی‌شود

زحمت برای خود کش که خود به خود

اسباب راحت تو مهیا نمی‌شود

کم گو که کاوه کیست تو خود فکر خود نما

با نام مرده، مملکت احیا نمی‌شود

من روی پاک سجده نهادم تو روی خاک

زاهد برو، معامله ما نمی‌شود

ضایع مساز رنج و دوای خود ای طبیب

دردی‌ست درد ما که مداوا نمی‌شود

مرغی که آشیانه به گلشن گرفته است

او را دگر به بادیه مأوا نمی‌شود

جانا فراز دیدهٔ عشقی است جای تو

هرجا مرو، ترا همه‌جا، جا نمی‌شود

ادامه‌ی غزلیات و قصاید

  1. شمارهٔ ۷ - زندگی و مرگ منگرسنه چون شیرم و برهنه چو شمشیر
  2. شمارهٔ ۸ - تجدید مطلعدر سر پیری برهنه‌پا بد «مولییر»
  3. شمارهٔ ۹ - تجدید مطلعباری ازین عمر سفله سیر شدم سیر
  4. شمارهٔ ۱۰ - زندانی شدن شاعرخوشا اطراف تهران و خوشا باغات شمرانش
  5. شمارهٔ ۱۱ - نامه عشقیسزد ای شام چرخ تیره وش! وقتی سحر گردی
  6. شمارهٔ ۱۲ - چکامه جنگ: شکایت از مهاجرین و پیشامدهای ایام مهاجرتنوعِ بشر سلالهٔ قابیلِ جابری:
  7. شمارهٔ ۱۳ - استاد عشقعاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست
  8. شمارهٔ ۱۴ - آیین خودخواهیجهان را دائما این رسم و این آیین نمی‌ماند
همه‌ی غزلیات و قصاید ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.