پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۶۹

دل جز به دو زلف مشکبارش ندهند

جان جز به دو لعل آبدارش ندهند

در بارگه وصل، جلالش می‌گفت:

این سر که نه عاشق است بارش ندهند

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۷۱مازار کسی، کز تو گزیرش نبود
  2. رباعی شمارهٔ ۷۲ای جان من، از دل خبرت نیست، چه سود؟
  3. رباعی شمارهٔ ۷۳حاشا! که دل از خاک درت دور شود
  4. رباعی شمارهٔ ۷۴دل دیدن رویت به دعا می‌خواهد
  5. رباعی شمارهٔ ۷۵ای از کرمت مصلح و مفسد به امید
  6. رباعی شمارهٔ ۷۶یاری که نکو بخشد و بد بخشاید
  7. رباعی شمارهٔ ۷۷عالم ز لباس شادیم عریان دید
  8. رباعی شمارهٔ ۷۸این عمر، که برده‌ای تو بی‌یار بسر
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.