پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۷۲

ای جان من، از دل خبرت نیست، چه سود؟

در عالم جان رهگذرت نیست، چه سود؟

جز حرص و هوی، که بر تو غالب شده است

اندیشهٔ چیز دگرت نیست، چه سود؟

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۷۴دل دیدن رویت به دعا می‌خواهد
  2. رباعی شمارهٔ ۷۵ای از کرمت مصلح و مفسد به امید
  3. رباعی شمارهٔ ۷۶یاری که نکو بخشد و بد بخشاید
  4. رباعی شمارهٔ ۷۷عالم ز لباس شادیم عریان دید
  5. رباعی شمارهٔ ۷۸این عمر، که برده‌ای تو بی‌یار بسر
  6. رباعی شمارهٔ ۷۹افتاد مرا با سر زلفین تو کار
  7. رباعی شمارهٔ ۸۰اندیشهٔ عشقت دم سرد آرد بار
  8. رباعی شمارهٔ ۸۱در واقعهٔ مشکل ایام نگر
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.