پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۳۸

عشقی نبود چو عشق لولی و گدای

افگنده کلاه از سر و نعلین از پای

پا بر سر جان نهاده، دل کرده فدای

بگذاشته از بهر یکی هر دو سرای

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴۰نی بر سر کوی تو دلم یافته جای
  2. رباعی شمارهٔ ۱۴۱ای کاش! به سوی وصل راهی بودی
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۲با یار به بوستان شدم رهگذری
  4. رباعی شمارهٔ ۱۴۳نی کرده شبی بر سر کویت گذری
  5. رباعی شمارهٔ ۱۴۴بردی دلم، ای ماهرخ بازاری
  6. رباعی شمارهٔ ۱۴۵چون در دلت آن بود که گیری یاری
  7. رباعی شمارهٔ ۱۴۶ای منزل دوست، خوش هوایی داری
  8. رباعی شمارهٔ ۱۴۷در عشق، اگر بسی ملامت ببری
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.