پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۱۶

امروز به شهر دل پریشان ماییم

ننگ همه دوستان و خویشان ماییم

رندان و مقامران رسوا شده را

گر می‌طلبی، بیا، که ایشان ماییم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۱۸هر دم شب هجران تو، ای جان و جهان
  2. رباعی شمارهٔ ۱۱۹هر شب به سر کوی تو آیم به فغان
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۰تا چند مرا به دست هجران دادن؟
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۱هان! راز دل خستهٔ ما فاش مکن
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۲خورشید رخا، ز بنده تحویل مکن
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۳ای نفس خسیس، رو تباهی می‌کن
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۴آخر بدمد صبح امید از شب من
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۵ای یاد تو آفت سکون دل من
همه‌ی رباعیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.