پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

قصاید

شمارهٔ ۳۱

ای در طریق عشق نگه کرده از کران

در خود غلط فتاده و افتاده در میان

اندر دل چو زاغ منه رخت عشق از آن

طاووس عشق را به از این ناید آشیان

بر جان شدی نه بر دل چون بر هوا شدی

کاندر چنین فرازی پر به که نردبان

چون پیش تیر غمزه جانان سپر شدی

چون تیغ کن یکی سپر دست و دل نهان

بی‌علتی بر این ره کاینجا نیفکند

بار از پی دو تا خر لنگ تو کاروان

گر نیستی پرنده چو تیر کمان بپر

دل را مخواه سوده هر دست چون کمان

تا نزد خویشتن به جوی قدر باشدت

کی اسب همت تو برد راه کهکشان

کس پشت دست دوست نبوسد چو آستین

تا زیر پای خلق نساید چو آستان

از کیسه ستده داد خود مکن

در عشق بحر باش به معنی نه ناودان

تن را به رمح هجر سزاوار دان که هست

شایسته استخوان به سگ و سگ به استخوان

توفیر خود ببین لب او را به جان بخر

کز بوسه‌ای ذخیره کنی صد هزار جان

ور بوسه جای به ز لب او طلب کنی

مشناس هیچ به ز رکاب خدایگان

شاهی که در متابعت او می‌توان گذشت

از شیوه خیانت و از عالم زیان

چون حضرت مبارک او نیست حضرتی

در ساحت جهان سبب راحت جهان

ای بر در سرای تو جمشید‌ پرده‌دار

وای بر سر سریر تو خورشید سایبان

ای با اجل خلاف تو همواره در رکاب

وای با ظفر سپاه تو پیوسته هم‌عنان

از غایت سیاست تو در دیار تو

یک موی گوسپند کند کار صد شبان

گر رام تو نبودی از جور روزگار

یک رادمرد را نرسیدی به تره نان

ای مرغزار ملک تو پیوسته در بهار

وای بوستان عدل تو وارسته از خزان

بر درگه جلال تو گیرد به داوری

هر روز دست صبح گریبان آسمان

بی‌تو تویی و با تو بود بی‌تو هر چه هست

هر چند وصف ذات تو از این نیک‌تر توان

لیکن به روی این سخن اندیشه مرا

در خانه مدیح تو عجز است میزبان

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۳ای به جمال تو جهان لاف‌زن
  2. شمارهٔ ۳۴زهی بنای ارم ساحت بهشت امین
  3. شمارهٔ ۳۵ای مهر تو بر سپهر تمکین
  4. شمارهٔ ۳۶در غم یار یار بایستی
  5. شمارهٔ ۳۷بر آنی که غم بر دل من گماری
  6. شمارهٔ ۳۸کاری است مرا و نیست یاری
  7. شمارهٔ ۳۹گرد رخت صف زده است لشکر دیو و پری
  8. شمارهٔ ۴۰دلم از دست برده‌ای دانی
همه‌ی قصاید ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.