پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

رباعیات

شمارهٔ ۲۰۱

گفتم که چرا از شکرت رست نبات

واندر ظلمات چون شد آن آبحیات

خندید و بلطف گفت کای ابن یمین

نی آب حیات باشد اندر ظلمات

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳من کز سر جان بسوی تو خواهم خاست
  2. شمارهٔ ۲۰۴نی دیده به از تو هیچ یاری دیدست
  3. شمارهٔ ۲۰۵خطی که ز روی آن سمنبر برخاست
  4. شمارهٔ ۲۰۶کس همچو من ار گهر توانستی سفت
  5. شمارهٔ ۲۰۷شاه عادل چون بکام دل ببزم می نشست
  6. شمارهٔ ۲۰۸ای بخت جوان بیا و در ساغر پیچ
  7. شمارهٔ ۲۰۹ای دیده دلم از تو زیان‌ها بر هیچ
  8. شمارهٔ ۲۱۰هر زن که ز عشقبازی آری بنکاح
همه‌ی رباعیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.