پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

رباعیات

شمارهٔ ۱۹۵

دل در سر زلفین بتان نتوان بست

وز دست فراقشان به جان نتوان جست

چندین متپ ای دل که سر زلف بتان

دامیست که تا ابد از ان نتوان رست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷گفتم صنما گرچه رخت همچو مهست
  2. شمارهٔ ۱۹۸با ما غضب حیدری از حد بگذشت
  3. شمارهٔ ۱۹۹قدت ز صنوبری که برخاست بهست
  4. شمارهٔ ۲۰۰خطی که ز رویت ای پریوش برخاست
  5. شمارهٔ ۲۰۱گفتم که چرا از شکرت رست نبات
  6. شمارهٔ ۲۰۲زلف تو که بس تعبیه ساز افتادست
  7. شمارهٔ ۲۰۳من کز سر جان بسوی تو خواهم خاست
  8. شمارهٔ ۲۰۴نی دیده به از تو هیچ یاری دیدست
همه‌ی رباعیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.