پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٨۴۵

سرا فاضل آفاق رکن ملت و دین

توئی که زبده اسلاف و فخر اخلافی

هر آن رموز کز آن عین عقل قاصر ماند

کند حقایق آن را بیانت کشافی

چگونه گوهر و صفت بسلک نظم آرم

که شرح فضل تو مشکل توان بوصافی

ز دیده همچو صراحی مدام خون بارد

کسی که با تو ندارد مدام دل صافی

کمینه بنده عالیجناب ابن یمین

که هست از ره اخلاص در وفا وافی

ز بندگی تو دور اوفتاده در تب و لرز

چو خاشه بر سر دریای خوی شده طافی

شفای خسته دلان چون ز تست لطف بود

بیک دو جرعه گلابش اگر شوی شافی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٨۴٧شهاب‌الدین علی را گفت یاری
  2. شمارهٔ ٨۴٨صاحبا بنده را بخدمت تو
  3. شمارهٔ ٨۴٩صحبت صاحبنظر باید که باشد با دو کس
  4. شمارهٔ ٨۵٠عمری بغفلت ایدل نادان گذاشتی
  5. شمارهٔ ٨۵١عزیزی مرا گفت بر گو چه حالست
  6. شمارهٔ ٨۵٢عاقل نکند بهیچ روئی
  7. شمارهٔ ٨۵٣عماد الدین محمد را بگوئید
  8. شمارهٔ ٨۵۴فیلسوف زمانه قطب الدین
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.